X
تبلیغات
خاطرات منتشرنشده دوران دفاع مقدس

صفحه اصلی

ایمیل مطالب رهبری پشتیبانی

معرفی وبلاگ
عملیات های دفاع مقدس
شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی
سخنان مقامات سیاسی مذهبی درمورد دفاع مقدس
اسنادمستدل ناگفته ازدفاع مقدس
دفاع مقدس 8ساله به روایت تصویر
شهدای گلگون کفن به روایت تصویر
دست نوشته های مدیروبلاگ
بخش هنری ودانلودستان وبلاگ
لینکهای مرتبط
دفاع مقدس به زبان عربی...باللغه العربیه
دفاع مقدس به زبان انگلیسی in ENGLISH
دفاع مقدس به زبان عبری...האתר בעברית
ايثارگران وايثارگران رحلت كرده املش
شهدای آستارا
شهدای تالش
شهدای فومن
شهدای شفت
شهدای رودسر-رحیم آباد-چابکسروکلاچای
شهدای لنگرود-اطاقور-کومله-چاف و....
شهدای لاهیجان
شهدای سیاهکل
شهدای آستانه اشرفیه وکیاشهر
شهدای صومعه سرا وحومه
شهدای ماسوله
شهدای ماسال وشاندرمن
شهدای رضوانشهر
شهدای بندرانزلی-قاضیان وحومه
شهدای رشت و بخش مرکزی
شهدای کوچصفهان
شهدای سنگر
شهدای خشکبیجار
شهدای خمام
شهدای لشت نشاء
خبرنامه وبلاگ
خاطرات شهدااززبان شهدای دیگروایثارگران عزیز
1.شهيدمحمدجوادمحقق كجيدي
2.شهيدهوشنگ اكبرپورمشكله
3.شهيدرضازارع بنه زميني
4.شهيدسيدمحمودفرمانبر
5.شهيداحمدآشوبي كياكلايه
6.شهيدعلي اصغرصادقي
7.شهيدتقي سرپناه سوركوهي
8.شهيدعلي اكبرآشوبي
9.شهيدبهمن احمدي لگموج
10.شهيدداود استادي
11.شهيدنازعلي اسفندياري
12.شهيداسماعيل اشكاني
13.شهيدصادق اصغري
14.شهيدابوطالب اللهياري
15.شهيدمحمدرضااميدي
16.شهيديداله بابائي زربيجار
17.شهيداكبرباقري
18.شهيدناصربيغوله
19.شهيدجواد پاهكيده
20.شهيدحسن پيلوا
21.شهيدمحمد تاسا
22.شهيدباقرجعفريان تنگرودي
23.شهيد محمدحبيب زاده
24.شهيدحسن حسني زربيجار
25.شهيدحسين حسني زربيجار
26.شهيدعيسي زكرياپورسوركوهي
27.شهيدحسين حسين خواه
28.شهيدسيد روح اله حسيني مقدم
29.شهيدارسلان حيدرزاده بويه
30.شهيدعلي اصغرحيدرزاده
31.شهيديوسف خجسته خرشتمي
32.شهيدمحمدتقي خوش خواهش
33.شهيدمرادعلي خيري
34.شهيدحسين دولا
35.شهيدجلال رستمي شاهيجان
36.شهيدمحرمعلي رضازاده
37.شهيداحمدرضارنجبراملشي
38.شهيدحسن زارعكارمشكله
39.شهيدنادرزاهدي
40.شهيداكبرساماني
41.شهيدحسن سعيدنژاد
42.شهيدعلي سليمي
43.شهيدهادي شريفي
ايثارگررحلت كرده املشي:سيدحسن سيدي كياكلايه
ايثارگررحلت كرده املشي:محسن وهابي املشي
ايثارگررحلت كرده املشي:حسين تهمتن املشي
44.شهيدغلامرضااحمدي زربيجار
45.شهيدعبدالله صمدي املشي
46.شهيدنصرت اله نوري
47.نادرنعمتي شلماني
48.شهيدقربانعلي پورشعبان
49.شهیدپرویزنظریان املشی
50.شهیدخسروعبدالهی نرکه
51.شهیدایرج قاسمپوراملشی
52.شهیداحمدجمالدوست
53.شهیدمرتضی حدادی املشی
54.شهیدحجت الاسلام قدرت قنبری(مظفری)
55.مجیدعلیپور
56.شهيدعيسي دربندي
57.شهیدسلیمان ابوالقاسمی نرکه
58.شهيدايرج عليرضايي
59.شهيدفريدون فلاح زربيجار(نركه)
60.شهیدسيدعلي باش بتن
61.شهیدزین العابدین یعقوبی
62.شهیداسماعیل پاکزاد
63.شهیدمحمدباقرلطیفی


شهيدحبيب زاده املشي
شهيدخسروعبدالهي
شهدا
شهیدسلیمان ابوالقاسمی نرکه
شهیدقاسمپور
هوشنگ نظريان املشي
شهدای
مظفری
شهیدمحمدجوادمحقق کجیدی
املش
عبدالرضاحسن پورامام مقدم
صفرزارع
عيسي يوسفي پور
شهیداحمدآشوبی
شهیدعلی اصغرصادقی
شهيدايرج عليرضايي
قدرت ناصري
هوشنگ نظريان
مصطفي حقوقي
ايثارگرجانبازكيوان احساني
عباداله قرباندوست املشي
علي اصغرمطلق زاده نركه
احمدشهیدی املشی
ناصرمشکوکی
شهید سیدعلی باش بتن
مهدي نظريان املشي
سردارصادق اصغری
شهيدصادق اصغري
مهدی نظریان املشی
دکترحاج زین العابدین یعقوبی




نسیم سحر
گفتمان ديني دات نت
کجايند مردان بي ادعا
جشنواره ملی مبارزان سایبری

علمدار خمینی

راه ناتمام

شبکه اجتماعی سنگریها


به گروه حامیان دکترحاج محسن رضایی بپیوندیدوازخدمات رایگان مابهره مند شوید

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


باسلام وتهنیت محضرهمه عزیزان کاربردرفضای مجازی

ضمن تشکرکه ازوبلاگ مابازدیدنموده اید...ازمحضرشماعزیزبزرگوارخواهشمندیم درصورت صلاحدیدضمن اختصاص یک پست ثابت به سوابق وخدمات دکترمحسن رضایی ازخدمات رایگان مادرکتابخانه دیجیتال والکترونیک ونیزمشاوره رایگان کارشناس مجرب تیم مابابیش از20سال سابقه قضایی وثبتی بهره مند گردید.برای اینکاربامراجعه به هروبلاگ گروه ضمن بهره مندی ازمزایای ذکرشده به جمع علاقمندان دکترمحسن رضایی بپیوندید.ضمناًهرگونه پرسش.ابهام ویاشبهه درهرموردرابامدیران وبلاگ هادرمیان گذاشته دراسرع وقت پاسخ خودرادریافت فرمایید...باتشکر والتماس دعای خیر

لینک وبلاگهای گروه درجهت حمایت ازدکترحاج محسن رضایی:

www.drrezaii.blogfa.com

www.drrezaii.mihanblog.com

وبلاگهای پشتیبان وخدمات رسان:

www.EBOOKK.blogfa.com  وبلاگ بزرگترین کتابخانه الکترونیک ودیجیتال فارسی زبان(آرشیووبلاگ یادتان نرود)

www.laww.blogfa.com  وبلاگ خانه حقوق جایی برای مشاوره رایگان حقوقی وثبتی شما

 

دوشنبه دهم مهر 1391

 

ضمن تشکرازمدیر وبلاگ شهدای گمنام ، ایشان چنین نگاشته اند

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : معرفی وبلاگ


شنبه 9 اردیبهشت1391 ساعت: 19:41

توسط:شهدای گمنام

باسلام جشنواره ملی وبلاگ نویسی مبارزان سایبری ولایت
شماهم باشرکت دراین جشنواره سنگری بشویددربرابردشمنان ولایت
برای اطلاعات بیشتربه وبلاگ شهدای گمنام مراجعه فرمایید.
منتظرحضورشمادرجشنواره ملی وبلاگ نویسی مبارزان سایبری هستیم
باتشکر:دبیرخانه جشنواره.

 وب سایت   پست الکترونیک


برچسب‌ها: وبلاگ شهدای گمنام
 

شنبه نهم اردیبهشت 1391

 

یادمان شهدای گمنام عملیات والفجر هشت، اروندکناروخاخام های ضدصهیونیستی+تصاویر

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


یادمان شهدای گمنام عملیات والفجر هشت، اروند
اسفند ماه سال 1390 چند تن از گردشگران آمریکایی ، خاخام های یهودی ضد صهیونیست
آقای احمد نجفی مترجم گروه بودند
به انگلیسی ترجمه میکرد
اون مقابل رو میبینید ؟؟ شبه جزیره ی فاو ..... بچه های ما از همین رودخانه ی خروشان که باید گفت دریاست، عبور کردن و اون طرف، با نیروهای سنگر نشین در ساحل مستحکم، در گیر شده، اونا رو شکست دادن و تا جاده ی فاو ، ام القصر عقب روندن
اگه خداوند برای قوم بنی اسرائیل، نیل را شکافت، و لشکریان فرعون را غرق کرد اما برای بچه های ما هیچگاه اروند شکافته نشد
غواصای ما با توکل بر خدای موسی، به آب و آتش زدند
به محض اینکه آقای نجفی این حرفای منو ترجمه کرد و شنیدن، رنگ چهره شون عوض شد
هنوز تو فکر بود ،که ازش پرسیدم
به نظر شما این نیروها دارای چه خصوصیاتی بودن ؟؟؟ کجای تاریخ مثل این نیروها سراغ داری؟؟
فقط با تعجب نگاه میکرد و با تمام وجود در مقابل عظمت روح شهدا، تواضع کرد و احترام گذاشت
************************************************** ************
اما افسوس که ما این تاریخ بزرگ و بی نظیر رو به دنیا معرفی نکردیم
عظمت این ملت قهرمان، و این کشور رو که به برکت خون هزاران شهید بدست آمده، به جهانیان نشون ندادیم
و حتی درست و حسابی به موزه هم، نسپردیم
نمونش فیلمهای آبکی و الکی دفاع مقدسی، خودمان بدست خودمان، تاریخمان را تحریف میکنیم
دنیا از هیچی، چیزی میسازه، ما از همه چیز، هیچی
به خدا همه ما مسئولیم، قیامت باید جواب بدیم
شهدا ، آیندگان ، تاریخ .... جلو مارو خواهند گرفت
 

دوشنبه هجدهم دی 1391

 

داستان این شهیدلنگرودی...؟

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای لنگرود-اطاقور-کومله-چاف و....


این تصویر متعلق به کدام شهید است؟

چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.

هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه ۱۳۵۱ در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز ۲۳ دی‌ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.

ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه…. این هادی منه… .

 

یکشنبه هفدهم دی 1391

 

شهیدمحمدباقرلطیفی/املش/گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 63.شهیدمحمدباقرلطیفی


 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1391

 

شهیداسماعیل پاکزاداملشی/گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 62.شهیداسماعیل پاکزاد


 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1391

 

سردارسرافرازاسلام شهیدمحمدتقی سرپناه سورکوهی/املش/گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 7.شهيدتقي سرپناه سوركوهي


 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1391

 

شهیددکترحاج زین العابدین یعقوبی کیاکلایه/املش/گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 61.شهیدزین العابدین یعقوبی


شهیددکترحاج زین العابدین یعقوبی کیاکلایه/املش/گیلان...دکتررامین سخنگوی وزارت خارجه دامادایشان می باشد.وی توسط ایادی منافقین کوردل ودرزمانی که تصدی مدیریت عاملی بانک مرکزی را عهده داربوددرسال1362حین ورودبه محل کارش ترورشد...روحش شادوراهش پررهروباد


برچسب‌ها: شهید, دکترحاج زین العابدین یعقوبی, کیاکلایه, املش, گیلان
 

چهارشنبه پانزدهم آذر 1391

 

قدیما عکس های عاشقی این چنین بود...

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی



قدیما عکس های عاشقی این چنین بود...
خوشا به حال این زنان که اینچنین عاشق میشوند..!!
...                   ...

                   
اما..!!
بعضی برای اینکه عاشق بودن خودشان را نشان دهند دست به هرکاری میزنند..
میروند در face book و آنجا عقده گشایی میکنند...
و میخواهند بگویند که ایها الناس ما مدرن هستیم...مدرن...
...                    ...

--------------------
البته ما مدرن بودن را در دفاع از ناموس خود میدانیم...
ما مدرن بودن را در اطاعت از امام خویش میدانیم...
و به این میگویند مدرن...
...                        ...


آهای متمدنین...آهای غرب زده ها...
برید در سواحل لبنان یا سواحل ترکیه عقده گشایی کنید...برید...
و ما را با شلمچه و فکه و دو کوهه تنها بگذارید..
 

جمعه دهم آذر 1391

 

سردار شهید علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد (اصغر وصالی)

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


در راه، تنها چیزی که از خدا خواستم این بود که وقتی بالای سرش می‌رسم، زنده باشد و به خدا قول دادم که دیگه هیچ چیز ویژه‌ای از او نمی خواهم…
به گزارش نکته نیوز به نقل از مشرق ، در میان فرماندهان دفاع مقدس، برخی هنوز هم که هنوز است گمنامند و یا آنطور که باید، شناسانده نشده اند. سردارانی که شاید یکی از دلایل مهجوریت آنها این بود که در آغازین روزهای جنگ به شهادت رسیدند و شاید تقصیر گمنامی آنها را باید از همرزمانشان پرسید.
به هر حال، ظهر عاشورای ۱۳۵۹ بود که یکی از همین سرداران گمنام در تنگه حاجیان گیلانغرب، بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به سر، بر خاک افتاد.
سردار شهید علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد (اصغر وصالی) به سال ۱۳۲۹ در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد که به دلیل تقارن میلادش با ماه محرم نامش را علی اصغر گذاشتند.
.
ظهر عاشورا و گلوله ای که پیشانی سردار را درید / کوتاه از سردار شهید علی اصغر وصالی + عکس

 

یکشنبه پنجم آذر 1391

 

ادامه مطلب


هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا
سارا لباس پوشید ، با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه ، دارا بروی مین شد



چندین هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و دربند
سارای دیگری در ، مهران شده شهیده
دارا کجاست ؟ او در ، اروند آرمیده


دوخته هزار سارا ، چشمی به حلقه در
از یک طرف و دیگر چشمی ز خون دل ، تر
سارا سؤال می کرد ، دارا کجاست اکنون ؟
دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون


خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمین است
در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در این زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »
هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند
دارای این زمان با بنزش رود به دربند
دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه


در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد
در این زمانه ناگه ، چادر( لباس جین ) شد
با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست
سارا ، خود از برای جلب نظر ، بیاراست


آن مقنعه ور افتاد ، جایش فوکول درآمد
سارا به قول دشمن از اُمّلی درآمد
دارا و گوشواره ، حقّا که شرم دارد !
در دستهایش امروز ، او بند چرم دارد
با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم
جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آنها به جبهه رفتند اینها شدند «طلبکار»


شعر : زنده یاد شهید ابوالفضل سپهر

منبع:میشه شفاعتم کنی پسرخاله

 

شنبه چهارم آذر 1391

 

عکسی که چشم ها را به اشک می نشاند

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


نگاه پدرش از او برداشته نمی شد، به پدر گفت: «بابا ۲۳ سال است که مرا می بینی، سیر نشده ای؟» حاج محمود که این حرف را شنید سرخ و سفید و هیچ نگفت.

به گزارش گروهگروه جهاد و مقاومت مشرق ، بانو بهجت قاقازانی می گوید:  «آماده اعزام برای شرکت در عملیات بود، قرآن را آماده کردم که از زیر آن رد شود، نگاه پدرش از او برداشته نمی شد، به پدر گفت: «بابا ۲۳ سال است که مرا می بینی، سیر نشده ای؟» حاج محمود که این حرف را شنید سرخ و سفید و هیچ نگفت. مهربانی عجیبی در چهره اش موج می زد، از دلم گذشت که این بدرقه ی آخر است، دلم ریخت. چشمان شروع کرد به سوختن و حس کردم اشک تا پاهایم را هم خیس کرده است. قبلاً خواب دیده بودم که محمد و علی  شهید می شوند، اما نمی دانم چطور شد که آن روز وقتی علی از زیر قرآن رد شد خوابی که دیده بودم مجدداً برایم تداعی شد. آن روز علی از زیر قرآن عبور کرد و پشت سرش در را بست، اما بعد از ان هیچ وقت در خانه ی ما برای او باز نشد.»

علی قاقازانی، به تاریخ یکم شهریور ۱۳۴۱، یعنی یک سال قبل از آغاز نهضت حضرت روح الله، در خانه عطاری از اهالی قزوین به نام محمود به دنیا آمد. فقط تا پایان دوره راهنمایی درس خواند و در کنارش کارگری می‌کرد. بیست و چهار سالش که شد، دستش به ایوان عرش رسید و در چهارم دی ۱۳۶۵، طی عملیات کربلای چهار، در منطقه عملیاتی «ام‌الرصاص» از زمین کنده شد. برادرش محمدرضا ، دو سال قبل از او رفته بود و انتظارش را می کشید.

روحمان با یادشان شاد

 

جمعه سوم آذر 1391

 

مرا در بزم عاشقی خود میهمان کن

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


زمزمه‌اي با شهداي گمنام
چقدر امشب مزار غریبت شلوغ است. انگار همه نذر‌هایشان را به آستانت آورده‌اند. در اینجا، فراوان روشنایی می‌دهند، ولی زایران کوی تو با دل‌های پر از نیاز و حاجت به زیارت تو آمده‌اند؛ هر چند بر سنگفرش رنگین تو «شهید گمنام» نوشته است، حضور مادران داغدیده و شهید داده در کنار خاک پاک تو، حکایت از آشنایی دیرین این دیار و گره زدن آبروی نیلوفر خود با تو دارد.
 

پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391

 

ادامه مطلب


نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


www.defah8.blogfa.com (151).jpg

دوایثارگراملشی/گیلان+تصاویر::::::::::برادران:ناصرمشکوکی واحمدشهیدی املشی درمحوطه سپاه رودسر هنگام اعزام به جبهه/سال1361

برچسب‌ها: ناصرمشکوکی, احمدشهیدی املشی
 

سه شنبه بیست و سوم آبان 1391

 

ایثارگران املشی

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


www.defah8.blogfa.com (150).jpg

رزمندگان املشی:احمدشهیدی املشی وناصرمشکوکی ومهدی نظریان املشی...منطقه نظامی جفیر/سال1361 قبل ازشب عملیات حین قرائت دعای کمیل

برچسب‌ها: احمدشهیدی املشی, ناصرمشکوکی, مهدی نظریان املشی
 

سه شنبه بیست و سوم آبان 1391

 

تصویر متحرک از لحظه شهادت یک نوجوان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی




کجایند مردان بی ادعا....کجایند شورآفرینان عشق

همانان که ازوادی دیگرند

همانان که گمنام ونام آورند

کنون صبربابد براین داغ ها

 

دوشنبه بیست و دوم آبان 1391

 

دوست عزیزی ضمن تشکرازایشان چنین نظرداده اند:

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


جمعه 12 آبان1391 ساعت: 3:34 توسط:....
شهید خسرو عبدالهی دایی من هستن...ممنون که یادش رو زنده نگه میدارید...
 وب سایت   پست الکترونیک
 

یکشنبه بیست و یکم آبان 1391

 

این مردان تاریخ سازهنوزهم زنده اند وناظراعمال ما

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


سالها پیش تاریخ سازانی بودند که
مولا امیرالمؤمنین سلامشان دادند
این مردان هنوز هستند

با اهداف پاکشان

04763040323479735152.jpg

به این عکس ها خیره شو...خیره شو...
به اون روزهای پر از خاطره
نخوا گرمی خواب چشم کسی بزاره که بیداری یادت بره
یه باری از امروز رو دوشته که واسش یه عمر زمین میخوری
همه منتظر تا ببینن کجا ، تو از جاده ی عشق دل می بُری
ولی ایستادن فقط کار ماست
ما که قصمون قصه ی خواب نیست
بیا دل به دریا بزن شک نکن
سرانجام این رود مرداب نیست


 

شنبه بیستم آبان 1391

 

عشقبازی باخدا

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


ای جانباز...
فرات جان تو"سقای خیمه های تشنگان وطن بود تا امروز...
در سایه امن ایمان عباس(ع) را در آیینه چهره تو ببینیم...

 
---------------------------------------------------
بعضی از متمدنان امروز از ما اشکال میگیرند...
شهدا میخواستند به جبهه نروند...میخواستند نرود تا جانباز نشوند...
تا این قدر هم زجر نکشند...
در حالیکه این متمدنان بی عقل نمیدانند وقتی شهدای ما شهید میشوند...
این چنین در کفن میخندند و با خدای خودشان عشق بازی میکند...

 

 

پنجشنبه هجدهم آبان 1391

 

عیدغدیرخم برهمه مسلمین وشیعیان جهان مبارکباد

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : دست نوشته های مدیروبلاگ


زيادة الشهادة الثالثة فصول الأذان
 
زيادة الشهادة الثالثة فصول الأذان
الصورة الرمزية ::: يا فاطمة الزهراء ::: الميامينالصورة الرمزية عبير الزهــــــــراء
 

شنبه سیزدهم آبان 1391

 

کاربری معزز ضمن تشکرازایشان چنین نگاشته اند:

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


جمعه 12 آبان1391 ساعت: 3:34 توسط:....
شهید خسرو عبدالهی دایی من هستن...ممنون که یادش رو زنده نگه میدارید...
 وب سایت   پست الکترونیک
 

شنبه سیزدهم آبان 1391

 

آخرین مد....

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : بخش هنری ودانلودستان وبلاگ


 

جمعه بیست و هشتم مهر 1391

 

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : اسنادمستدل ناگفته ازدفاع مقدس



شش سال پیش، فردی در درمانگاه پوست بیمارستان بقیه‌الله تهران نزدم آمد. صدایش گرفته بود؛ صدای تنفس (خس خس) و سرفه‌هایش حکایت از درد‌های سالیان متمادی داشت. می‌دانستم کیست و چه خواهد گفت، چون بسیاری از آنها را در سردشت، بانه، مریوان و شهرهای استان‌های غرب کشور دیده و شب‌ها و روزهای بسیاری را با آنان گذرانده‌ بودم.


برچسب‌ها: جانبازان شیمیایی
 

پنجشنبه بیستم مهر 1391

 

ادامه مطلب


حرف‌هاي تكان‌دهنده حاج‌ناصر در حضور حاج‌كاظم «آژانس شيشه‌اي»

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : اسنادمستدل ناگفته ازدفاع مقدس


» سرویس: فرهنگي و هنري - سينما و تئاتر
سه‌شنبه ۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۹

borna ghasemi-8-2.jpg

بعد از گذشت نزديك به 15 سال، «آژانس شيشه‌اي» تكرار مي‌شود اين بار نه در پرده نقره‌اي، بلكه در دنياي واقعي امروز و حاج كاظم دوباره عباس خود را پيدا كرده و به دنبال اعزام‌اش به خارج از كشور جهت درمان عوارض ناشي از جنگ تحميلي است.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ناصر افشار جانباز بالاي 70 درصد جنگ تحميلي بايد شهريورماه سال گذشته براي ادامه درمانش به آلمان اعزام مي‌شد كه با وجود دستور رييس جمهور براي حل مشكل اعزام، ‌هنوز اين اتفاق نيافتاده است.

پرويز پرستويي، حاج كاظم «آژانس شيشه‌اي» كه در آن فيلم به دنبال اعزام «عباس» - با بازي حبيب رضايي - به انگليس براي معالجه او بود اين بار تلاش مي‌كند تا شرايط اعزام «حاج ناصر» را به آلمان هموار كند.

او همزمان با هفته دفاع مقدس به اصرار ما، با خبرنگار سينمايي ايسنا همراه مي‌شود و به ديدن ناصر افشار مي‌رويم.

خانه‌اي در شهرك اكباتان كه صاحب آن نيست. در بدو ورود اكسيژني كه مدام بايد به او وصل باشد، كيسه‌هاي قرص، اسپري‌ها و وسايل درماني كه جاي زيادي از خانه را اشغال كرد،‌ جلب توجه مي‌كند.

افشار درباره خود و حضورش در جنگ به ايسنا گفت: متولد 1344هستم و جنگ كه شروع شد چون سن‌ام براي اعزام كم بود، شناسنامه‌ام را در آب گذاشتم و بعد كه خشك شد به پايگاه بردم و گفتم در جيبم بوده و مادرم شسته است اما قبول نكردند. به پايگاه ديگري رفتم و باشناسنامه برادرم 4 مهر 1359 به جبهه اعزام شدم.

وي ادامه داد: در طول جنگ چند بار مجروح شدم اما چون با شناسنامه برادرم رفته بودم از ترس اينكه متوجه شوند و نگذارند برگردم، به عقب خط برنمي‌گشتم كه در نهايت سال 60 با شناسنامه خودم دوباره به جنگ رفتم.

افشار اظهار كرد: شهيد محمد بروجردي در آن زمان مرا با سن كم فرمانده گردان گذاشت و در مقابل اعتراض بقيه مي‌گفت من او را در جنگ بزرگ كرده‌ام.

اين جانباز با اشاره به مجروحيت‌هايش در جنگ گفت: در منطقه حاج عمران و غرب دچار موج گرفتگي شدم، در عملياتي دست چپم به طور كامل قطع شد كه پيوند زدند و در كربلاي 5 هم كه خط‌شكن بودم شيميايي شدم. يك بار هم ضربه‌ مغزي شدم و 29 روز در كما بودم و طي اين مدت 74 بار به اتاق عمل رفتم و بيش از 200 ماه در بيمارستان‌هاي مختلف بستري شده‌ام به طوري كه تا سال 84 دايم‌البستري بودم.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

افشار درباره علت شيميايي شدن‌اش در عمليات كربلاي 5 اظهار كرد: در آن عمليات صدام جهنمي به راه انداخت و دست به هر كاري زد و در بمب‌ها چنان تركيبي مي‌زد كه نتوانيم كاري كنيم. بيسيم‌چي گردان كه كم سن و سال بود، وقتي ماسكش پاره شد ديدم كه قطره اشك از كنار چشم‌اش سرازير شد و نگران كور شدن بود. آن زمان ياد حضور خودم در جنگ و سن و سال كمي كه داشتم افتادم و ماسكم را به او دادم.

وي ادامه داد: در آن عمليات خط‌شكن بودم و قرار بود جاي ما را بگيرند اما آتش سنگين بود و نشد جابجا كنيم و مجبور شدم با چفيه‌اي كه خيس كرده بودم ادامه رزم دهم. وقتي برگشتم از همه جاي بدنم خون مي‌آمد. از آن موقع به بعد هم مدام در حال درد كشيدن هستم.

پرويز پرستويي سابقه آشنايي‌اش را با ناصر افشار مربوط به 12 سال پيش دانست و گفت: به اداره ثبت اسناد رفته بودم ديدم آدمي با چنين تشكيلاتي كه اينجا مي‌بينيد با پدرش آمده بود و زل زده بود در چشمان من، نگاه مي‌كرد و فكر مي كردم مي خواهد به من اعتراض كند.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

وي ادامه داد: آمادگي پيدا كردم حتما قرار است با هم ديالوگ برقرار كنيم، كم كم ديدم طرفم آمد و درباره خودش گفت و با هم آشنا شديم. از همان موقع در مناسبت‌ها با هم در ارتباط بوديم و هر موقع دردي داشت، پيامكي به من مي‌زد و من هم دردم مي‌گرفت. چندين بار هم گفتم «سيزده 59» را بازي و احساسش را از ناصر افشار گرفتم. بارها يادم است ايشان در اتاق ايزوله بود و نمي‌توانست حرف بزند و پيامك مي‌داد و با هم ارتباط داشتيم.

افشار در بخش ديگري از اين ديدار به مشكلات اين روزهايش اشاره كرد و گفت: سال 84 براي درمان به آلمان رفتيم. مدتي آنجا بوديم و روند خيلي مثبت بود. پروفسور مهاجر كه پيگير وضعيت من بود عهد كرد درمان من تحت نظر ايشان انجام شود و مورد قبول هم واقع شد ومشكلي نبود.

وي ادامه داد: بايد 6 ماه بعد دوباره به آلمان مي‌رفتم كه به تغيير و تحولات مديريت بنياد شهيد خورد و گفتند بايد همين جا درمان شويم، در حالي كه هزينه اين كار در آلمان يك‌سوم ايران است و تنها هزينه تخت گرفته مي‌شود. يك سال و نيم است از زماني كه بايد به آلمان اعزام شوم گذشته و هر چه ديرتر شود وضعيت بدتر مي‌شود.

اين جانباز خاطرنشان كرد: حتي 11 آذر سال گذشته از دفتر رييس‌جمهور دستور آني داده شد كه گردش كار شود و من اعزام شوم اما متاسفانه تبعيض‌هاي زيادي صورت مي‌گيرد و سياه و سفيد از هم جدا مي‌شود. هفته گذشته هم آقاي زريبافان به معاونت درمانشان آقاي ملك‌زاده دستور مساعد داده بود و خودش تلفني با پروفسور مهاجر هم صحبت كرده بود اما با وجود اختصاص بودجه باز اتفاقي نيافتاد.

پرستويي در ادامه صحبت‌هاي افشار گفت: چندي پيش به اتفاق حبيب احمدزاده به منزل ايشان آمديم و افتخار دادند در خانه‌شان را به روي ما باز كردند. ديديم نامه‌اي دارند كه آقاي احمدي‌نژاد زير آن را امضا كرده‌ و اعزام ايشان را بلامانع دانسته‌ است. نامه را به آقاي توكلي، نماينده مجلس داديم كه به كميسيون رسيده و در نهايت به كميسيون پزشكي بنياد شهيد رفتيم و نامه به آقاي زريبافان رسيد.

وي هزينه اين اعزام را در نهايت 15 ميليون تومان دانست و خاطرنشان كرد: اين همه بريز و بپاش مي‌شود كه حق است، آن قدر اين هشت سال ارزشمند بوده كه اگر هزاران تومان هم خرج كنند تا اين ارزش‌ها را يادآوري كنند، باز كم است اما در كنار اين، از كساني كه قهرمان‌هاي اصلي اين حماسه بودند نيز حالي پرسيده شود. چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است. هزينه مي‌كنيم ارزش‌ها را يادآوري كنيم براي جنگي كه بازيگران اصلي‌اش ناصر افشارها بودند.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

پرستويي با بيان اينكه در فيلم‌ها مدام شعار مي‌دهيم، گفت: چرا بايد براي اعزام چنين فردي اين‌قدر سنگ‌اندازي شود. خود پرفسور مهاجر گفته براي مداواي ايشان لازم است تيم پزشكي‌اش كه در آلمان مستقر هستند حضور داشته باشند و اگر ايشان بروند يك‌سوم هزينه ايران است. آيا اين آدم 15 ميليون ارزش ندارد؟ اين رقم در مقابل هزينه‌اي كه براي گرامي‌داشت هفته دفاع مقدس مي‌كنيم، بسيار ناچيز است.

اين بازيگر ادامه داد: اين روزها تلويزيون مدام براي هفته دفاع مقدس من را دعوت مي‌كند اما بروم چه بگويم؟ با تلويزيون قهر نيستم اما چگونه بنشينم بگويم اينها آدم‌هاي ارزشي بودند ولي مي‌بينم در كنارم ناصر افشارها بال بال مي‌زنند. زماني برايم آن صحبت كردن ارزشمند است كه ببينم به حضور اين آدم‌ها كه هنوز نفس مي‌كشند افتخار مي‌كنيم.

وي افزود: به بنياد شهيد اين همه بودجه اختصاص داده شده تا بنشينند تصميم بگيرند صلاح است يا نيست؟ اگر بنياد شهيدي تاسيس شده از قبل ناصر افشارهاست. حرف ما نه سياسي است نه چيز ديگر مي‌خواهيم بگوييم. وقتي رييس‌جمهور زير يك نامه را امضا مي‌كند و مي‌گويد اعزامش بلامانع است چرا مسئولي كه بايد اين كار را انجام دهد آن امضا را ناديده مي‌گيرد؟ اصلا شما فكر كنيد ناصر افشار مي‌خواهد 15 روز برود آلمان و تفريح كند. آيا اين حقش نيست؟

بازيگر فيلم «ليلي با من است» ادامه داد: عمري است از قبل اين آدم‌ها در حال زندگي كردن هستيم. اين افراد اگر دين‌فروش بودند مي‌توانستند با هزار شبكه ماهواره‌يي مزخرف كه الان هست صحبت كنند و جار و جنجال راه بياندازند و از همان طرف نيز كمك‌ها سرازير شود. چرا بايد خانه بفروشد و خرج بدنش كند كه براي بقاي اين مملكت و نفس كشيدن من رفته آن وقت من نبايد وجدان درد بگيرم؟ الان هم لنگ 15 ميليون تومان براي مداوا باشد. او نمي‌خواهد در ديسكوهاي آنجا برود و كنار ساحل لذت ببرد و رفتن آلمان به چه دردش مي‌خورد؟ فقط مي‌خواهد براي مداوا برود و اين خواسته بسيار كوچكي است.

پرستويي با بيان اينكه اين آدم‌ها ارزش و جايگاه ويژه‌اي در ذهن من دارند گفت: الان متاسفانه از دفاع مقدس فقط يك سالگرد مانده است و بعد هم تمام مي‌شود مي‌رود تا سال بعد. خوب است اين ارزش‌ها را به رخ مردم بكشيم تا يادشان نرود چه اتفاقي در اين مملكت افتاده و اين ارزش‌ها چقدر مي‌تواند در زندگي امروزيي ما تاثيرگذار باشند. اما از ناصر افشارها نبايد غافل شويم.

ناصر افشار صحبت‌هاي پرستويي را ادامه داد و اظهار كرد: چندي پيش در تلويزيون مي‌ديدم كه يك هوادار فوتبالي در ورزشگاه به دليل شوق زياد دچار مشكل شده و دقايق زيادي را به او اختصاص داده بودند و مي‌خواستند مورد توجه قرار گيرد. هنوز برنامه تمام نشده بود روابط عمومي يك باشگاه تماس گرفت و اعلام آمادگي كرد. اما براي جانبازي كه با سرطان دست و پنجه نرم مي‌كند و هزار درد دارد كاري نمي‌شود. مي‌توانند ما را دريك هواپيماي C130 بريزند و ببرند در درياچه نمك خالي كنند و ما هم راحت مي‌شويم.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

وي ادامه داد: بعضي وقت‌ها تنها آرزوي مرگ مي‌كنم. ماهانه بالاي ميليون هزينه مي‌كنم اما كسي گوشش بدهكار نيست. در حالي كه صحبت از عدالت و مهرورزي مي‌شود، از يك شيپورچي تيم فوتبال كمترم كه براي رفتنش نه مشكل ويزا دارد و نه هزينه. من يك فرمانده گردان بودم و خجالت مي‌كشم الان درباره اين چيزها صحبت كنم. كسي بودم كه در جنگ تا حدي تاثيرگذار بودم. چه راحت مي‌توانيم چون نياز نداريم چيزهايي را كنار بگذاريم. اين رفتاري است كه بچه‌هايمان مي‌بينند.

افشار خاطرنشان كرد: زماني كه به جبهه جنگ رفتم همه زندگي‌ام را خرج كردم. از سال 83 سه ملك پدر‌م را فروخته‌ام و خرج درمانم كرده‌ام. الان هم چيزي نمي‌خواهم فقط مي‌گويم درمانم كنيد آيا اين چيز بدي است؟ فقط مي‌خواهم درد نكشم واقعا ديگر تحمل درد ندارم. الان در هفته دفاع مقدس از حماسه‌ها مي‌گويند، خوب اينها ما بوديم و كس ديگري نبوده است.

وي با بيان اينكه وضعيت‌ام به‌گونه‌اي شده كه هر روز يك سيستم بدني‌ام به مشكل مي‌خورد، ادامه داد: اثرات شيميايي به همه جاي بدنم رفته است. ما كه چيزي نخواستيم، چرا در درمانمان كوتاهي مي‌كنيد؟ من چقدر جان دارم كه در خيابان‌هاي تهران و در اين دود و سروصدا بخواهم دنبال كارها باشم و متاسفانه صداي ما به گوش كسي هم نمي‌رسد. بارها به شبكه‌هاي تلويزيون زنگ زدم اما پخش نشد. مي‌خواستم بگويم كساني كه از عدالت صحبت مي‌كنند، نيم ساعت بيايند و وضعيت من را ببينند. البته جريان كربلا به ما ثابت كرده كه خدا نمي‌گذارد صداي حق نابود شود.

افشار گفت: من در جنگ بيش از 10 بار مجروح شدم؛ مشكل اعصاب، ريه، گوارش و چشم دارم و سيستم تمام بدنم به هم ريخته است و در حال حاضر مرگ برايم از همه چيز شيرين‌تر است. اطرافيانم نيز با ديدن من اذيت مي‌شوند. كار به جايي رسيده كه بچه‌هايم از واژه‌ي جنگ گريزان شده‌اند.

وي افزود: از خدا خواسته‌ام هميشه غيرتي كه در جنگ داشته‌ام همراهم باشد اما امروز همه نسبت به هم بي‌تفاوت شده‌اند. اگر آن موقع‌ هم چنين تفكري بود، كار به جايي نمي‌رسيد، آن هم در جنگي كه جنگ جهاني سوم بود و همه دنيا در كنار عراق بودند. اين بي‌تفاوتي بزرگ‌ترين معضل جامعه شده است.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

پرستويي در ادامه در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا درباره شباهت قصه ناصر افشار به عباس «آژانس شيشه‌اي» گفت: از همان زمان كه ناصر افشار را ديدم، عباس برايم تداعي شد. چنين وضعيتي سال‌ها پيش در همدان هم اتفاق افتاد. «آژانس شيشه‌اي» در سينما اكران بود و من به آنجا رفتم و در سالن انتظار كسي را مانند ناصر افشار ديدم كه با سختي به سمت من آمد و همديگر را بغل كرديم و گفت من خود عباس هستم.

وي ادامه داد: او به من گفت كميسيون پزشكي تشكيل شده كه براي معالجه به اروپا بروم، اما من را نفرستادند و الان هم كه از خانه بيرون مي‌آيم خانواده‌ام اميدي به بازگشتم ندارند. طي اين مدتي كه آژانس اكران است صبح مي‌آيم در سينما و تا آخر شب فيلم را مي‌بينم و اين داروي مسكن من شده است.

افشار هم ادامه داد: عباس تركشي در گردنش بود و جاي حساسي كه امكان داشت جانش را بگيرد. احساس مي‌كردم آن هم مانند من دچار مشكل شده است و شخصي به نام حاج كاظم آمده تا اعاده حق كند و به اينجا برساند؛ تنها كسي كه طي اين مدت پيگير كارم بود، همان حاج كاظم آن فيلم است و خانواده‌ام مي‌گويند آقاي پرستويي همان شخصيت است. آنجا از حق عباس دفاع مي‌كرد و بيرون از حق من و چندين جانباز ديگر. آيا ايشان خودش كار و زندگي ندارد؟

وي افزود: در شرايطي كه امروز همه به دنبال خودشان هستند، او چندين سال است كه براي من حاج كاظم است و در پي حل مشكلات من بوده است. دقيقا مانند جمله‌اي كه در فيلم مي گويد عمل مي‌كند: «من وظيفه‌اي دارم بين خودم و خدا كه دارم انجام مي‌دهم». برخي فيلم‌ها بر اساس واقعيت‌هايي ساخته مي‌شود.

پرستويي ادامه داد: شرايط الان به گونه‌اي است كه همه قضاوت‌هاي خاص خودشان را مي‌كنند و مي‌گويند پرستويي هم براي تبليغ خودش اين كار را مي‌كند. ما براي حل مشكل مسيري را طي كرديم كه جواب نگرفتيم كه اميدوارم انعكاس اين مطلب باعث شود اتفاقي بيافتد.

وي با بيان اينكه همه ما از گذشته‌ي اين آدم‌ها استفاده مي‌كنيم، افزود: اگر چهار موفقيتم در كارهايم داشتم، دفاع مقدس بوده است و ماحصل تلاش و زحمت اين عزيزان كه سودش را ما برديم و برايمان دست زدند. اما ما راوي قصه بوديم و اصل آن قصه‌ها وجود دارد و اينها تخيلي نبودند. هفته دفاع مقدس است و زير سقف خانه جانبازي هستيم كه در طول همين زماني كه اينجا بوديم بارها خون بالا آورد و سوالم اين است كه تكليف اين آدم چه مي‌شود؟

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

بازيگر «پاداش سكوت» ادامه داد: حداقل به جانباز احترام نمي‌گذاريد به دستور مقامات احترام بگذاريد. ناصرافشارهاي زيادي داريم. فردي كه ماسك خودش را به ديگري داده و از خود گذشته تا ديگري سالم بماند و الان فقط مي‌خواهد دردش كم شود. منِ بازيگر، نقش يك جانباز را بازي مي‌كنم به من سفر حج هديه مي‌دهيد و تاكنون چندين بار اين اتفاق افتاده كه تاكنون نرفته‌ام و معتقدم آن حق من نيست و اگر جايزه و پولي گرفته‌ام از قبل اين آدم‌ها بوده است و اگر اينها نبودند بايد چه نقشي را بازي مي‌كردم؟

پرستويي اظهار كرد: در پاريس ميدان و بنايي بنام «سرباز گمنام» وجود دارد كه احترام خاصي به آن مي‌گذارند. اما سرباز ما را كه حي و حاضر است، نمي‌بينيم.

وي افزود: تا قبل از اين مي‌گفتند بودجه نداريم، بعد كه پيگيري كرديم گفتند ظاهرا يك ميليون و 500 هزار يورو براي اعزام چنين افرادي به خارج از كشور اختصاص پيدا كرده بوده اما متاسفانه صرف اين آدم نشده است.

ناصر افشار ادامه داد: پيگيري‌هاي انجام‌شده جواب داد و مبلغي به اين موضوع اختصاص پيدا كرد تا مشكل كساني را كه مي‌خواهند اعزام شود حل كند اما متاسفانه كاري كه نخواهند بشود آن قدر سنگ مي‌اندازند كه نشود.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

وي تاكيد كرد: ما رهاشده‌ترين افراد در جامعه هستيم و هر كه خواست، اين موضوع را ثابت مي‌كنم. مگر چند نفر مانند من در ميان جانبازان هستند كه بايد هميشه درگير درمان باشند؟ حداقل بگذاريد در اين عمر باقي‌مانده درد كمتري بكشم. در حال حاضر هم تنها دلخوشي‌ام خداوند متعال است و شاهد بوده كه در هيچ چيزي كم نگذاشته‌ام. آن موقع مدام به فكر شهادت بودم و الان هم تنها به ياد دوستانم كه رفته‌اند زنده هستم.

دیدار پرویز پرستویی با جانباز ناصر افشار

تهيه و تنظيم گزارش: مسعود نجفي خبرنگار ايسنا

 

سه شنبه چهارم مهر 1391

 

شهیدوالامقام:سردارصادق اصغری.املش گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 13.شهيدصادق اصغري


23.JPG

برچسب‌ها: شهيدصادق اصغري
 

جمعه سی و یکم شهریور 1391

 

شهیدوالامقام:سردارصادق اصغری.املش گیلان

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : 13.شهيدصادق اصغري


63.JPG

برچسب‌ها: سردارصادق اصغری
 

جمعه سی و یکم شهریور 1391

 

خبر...

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : بخش هنری ودانلودستان وبلاگ


هم اكنون وهرروزازساعت۱۷عصرتصاويري ازشهداي استان گيلان-سرداران قهرمان واملش دروبسايت اجتماعي سنگريها منتشرمي گردد

http://sangariha.com

 

پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391

 

نقدی بر نظریه اتمام سوژه‌های دفاع‌مقدس

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع : شهدای دفاع مقدس به روایت متون ادبی


اخیراً در بعضی از جمع‌های تخصصی بحث‌هایی مطرح می‌شود که جای بسی تأسف دارد و هر کسی با نظریه‌های این جمع روبرو می‌شود عرق شرم برپیشانی‌اش نقش می‌بندد.

 

چهارشنبه هشتم شهریور 1391

 

ادامه مطلب


شهید سیدعلی باش بتن

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


http://nooreaseman.blogfa.com/


برچسب‌ها: شهید سیدعلی باش بتن
 

پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391

 

شهید سیدعلی باش بتن

نویسنده : گروه اینترنتی مهراملش

موضوع :


http://nooreaseman.blogfa.com/

شهيدي عزيزكه مستجاب الدعوه بوده ومزارشريفش زيارتگاه عاشقان الهي دربهشت زهراي املش/استان گيلان مي باشد


برچسب‌ها: شهید سیدعلی باش بتن
 

پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391

 

مطالب گذشته

·

به گروه حامیان دکترحاج محسن رضایی بپیوندیدوازخدمات رایگان مابهره مند شوید ارسال در : دوشنبه دهم مهر 139118:38

·

ضمن تشکرازمدیر وبلاگ شهدای گمنام ، ایشان چنین نگاشته اند ارسال در : شنبه نهم اردیبهشت 139120:13

·

یادمان شهدای گمنام عملیات والفجر هشت، اروندکناروخاخام های ضدصهیونیستی+تصاویر ارسال در : دوشنبه هجدهم دی 139118:43

·

داستان این شهیدلنگرودی...؟ ارسال در : یکشنبه هفدهم دی 139123:18

·

شهیدمحمدباقرلطیفی/املش/گیلان ارسال در : چهارشنبه پانزدهم آذر 139117:18

·

شهیداسماعیل پاکزاداملشی/گیلان ارسال در : چهارشنبه پانزدهم آذر 139117:15

·

سردارسرافرازاسلام شهیدمحمدتقی سرپناه سورکوهی/املش/گیلان ارسال در : چهارشنبه پانزدهم آذر 139117:12

·

شهیددکترحاج زین العابدین یعقوبی کیاکلایه/املش/گیلان ارسال در : چهارشنبه پانزدهم آذر 139117:5

·

قدیما عکس های عاشقی این چنین بود... ارسال در : جمعه دهم آذر 139117:15

·

سردار شهید علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد (اصغر وصالی) ارسال در : یکشنبه پنجم آذر 139112:29

·

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا ارسال در : شنبه چهارم آذر 139119:38

·

عکسی که چشم ها را به اشک می نشاند ارسال در : جمعه سوم آذر 139118:31




به نام خداي شهيدوشهادت
او را از آستین خالی دست راستش خواهی شناخت؛
چه می گویم؟
چهره ریز نقش و خنده های دلنشینش نشانه ی بهتری است

درد دل:
خواب غفلت بخدا،گوشمان پرکرده
چشممان را بسته
همه در خواب خوشیم...
غافلیم کوفه پر از آه شده
کوچه های تنها همه پر چاه شده
و علی سید،رهبر تنهایی
بر سر چاه زمان
با دل تنهایش
درد دل ها دارد
بر سر هر چاهی اشک ها
می بارد
آه ای مردم شهر
آه ای هیئتیان
آه ای مسئولین...
بخدا یک یک ما مسئولیم.

............
................
....................
...............
...........
......
....
..
.
دوستان محترم به اطلاع شمابزرگواران می رسانم که؛لینک تصاویرووصیتنامه های شهدای استان کاملاًذکرگردیده که جهت دسترسی کامل به ابعادشفاف ترتصاویرونیزمتون وصیتنامه های شهدای گرانقدرنظام،باکلیک برعنوان لینک لاتین،این مهم قابل دسترسی می باشد....
ضمناَبه استحضارهمه کاربران محترم این پایگاه اینترنتی می رسانم که:باتوجه به انتشارمتن وصیتنامه شهدای عالی مقام شهرستان املش ازابتدای نیمه دوم سال1389 به جهت اینکه متون وصیتنامه این عزیزان دربخش هایی ازمتن اصلی دستنویس نیزخوانانبوده وبعضاَنیزاشتباهات املایی ودستوری داردلذابه جهت گرامی داشت خاطره این عزیزان متون مذکورباهمان اغلاط املایی دراین وبلاگ منتشرمی شوندکه ازمحضرهمه شماعزیزان ونیزخانواده های معززشهداوایثارگران شهرستان املش پیشاپیش عذرخواهی می نماییم
گروه اینترنتی مهراملش
التماس دعای خیر
××××××
واماره توشه ای ازبهشت....هدیه ای فرهنگی ازمدیراین وبلاگ وگروه اینترنتی مهراملش به همه علاقمندان به عرصه دفاع مقدس ووبلاگ نویسان مذهبی:
شماره پیام کوتاه:30007572
کافی است شماعزیزان یک باربه این شماره عدد1را پیامک فرمایید
ونیزیک بارعدد2را....خودتان متوجه می شویدکه چه اتفاق زیباوارزشمندی رخ می دهد
اگرازاین خدمت فرهنگی ماخوشتان آمدآن رادربین همه عزیزان تبلیغ وترویج فرمایید:::
همچنین::::
با ارسال عدد 1 به شماره 10000297265820 شماره خود را در سامانه پیام کوتاه ثبت نمایید و به صورت هفتگی پیامهای مناسبتی و حدیث دریافت نمایید.
قابل توجه كاربران محترم:
اطلاعات مربوط به شهداي هرشهرستان دربخش بايگاني موضوعي هرشهرستان دسته بندي گرديده ونيزاطلاعات ومطالب شهداوايثارگران شهرستان قهرمان پروراملش علاوه بربايگاني موضوعي به نام املش،همچنين بايگاني انفرادي به نام هرشهيدنيزدربخش ستون بايگاني هاي موضوعي موجوداست كه فقط با يك كليك ساده به اطلاعات ومطالب موردنظرخوددسترسي مي يابيد...لطفاًازدعاي خيرخودمارامحروم نفرماييدوضمناًبا سه صلوات برمحمدوآل محمدص-س ونيزقرائت دعاي فرج حضرت حجت عج هرمطلب رابخوانيد...
التماس دعای خیر




>